السيد ثامر العميدي ( مترجم : عليزاده )

323

المهدي المنتظر ( ع ) في الفكر الإسلامي ( در انتظار ققنوس ) ( فارسى )

اى باران رحمت كنون مردمان قبيله‌ى دهكده‌ى جهانى ، پس از نيايش استسقا ، تو را چشم در راه‌اند ؛ صبحى دگر مىآيد اى شب زنده‌داران * از قلّه‌هاى پرغبار روزگاران از بيكرانِ سبز اقيانوس غيبت * مىآيد او تا ساحل چشم انتظاران آيد به گوش از آسمان ، اين است مهدى * خيزد خروش از تشنگان ، اين است باران « 1 » اى « پرورده‌ى روح القدس » « 2 » ، اى « شاهد شجره‌ى طوبى » « 3 » و اى « ناظر سدرة المنتهى » « 4 » از مكمن غيبت به نيم نگاهى ، ما خاك‌نشينان را بنواز و مس وجودمان را به طلا مبدّل ساز ؛ آنان كه خاك را به نظر كيميا كنند * آيا بُوَد كه گوشه‌ى چشمى به ما كنند « 5 » اى ذخيره‌ى خداوند ذى المعارج و اى طبيب دوّار معالج ، با پرنيان نگاهت بر گل زخم‌هاى قلوب منتظرانت ، مرهمى نه . از آسمان‌ها بچرخان ، چشمى به اين خاك موعود * بر خاك سردى كه مانده است اين‌گونه غمناك ، موعود با زخم زخمِ شكفته ، با دردهاى نگفته * در انتظار تو مانده است ، اين قلب صد چاك ، موعود در كوچه باغان مستى ، تا پنجمين فصل هستى * آكنده از باور توست ، اين عقل شكّاك ، موعود « 6 » هرچند بر دلباختگان ، شب هجرش چون « يلدا » يى بىشفق و روز فصلش چونان « خمسين الف سنة » مىگذرد ، اما سرانجام او مىآيد و آمدنش چون تندر بهاره ، ناگهانى است و يكباره ، قسم به فجر كه پگاه شب دهم نزديك است ، رسيدن « ملايك » و « روح » نزديك است ، « مطلع فجر » در افق نمايان و « سلام » نزديك است . موعود موعود ما « صبح » است و صبح ، پشت پنجره‌ها و نزديك است . إِنَّ مَوْعِدَهُمُ الصُّبْحُ ، أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَرِيبٍ ؟ « 7 »

--> ( 1 ) . سيد حسن حسينى . ( 2 ) . إكمال الدين / ج 1 / ب 42 / ح 2 ؛ نوادر الاخبار فى ما يتعلق باصول الدين / فيض كاشانى / كتاب أنباء القائم / صص 247 و 248 . ( 3 و 4 ) . در زيارت حضرت صاحب الامر ( عج ) عرضه مىداريم : « . . . السلام عليك يا ناظر شجرة طوبى و سدرة المنتهى » . ( 5 ) . لسان الغيب حافظ . ( 6 ) . سيد حبيب نظارى . ( 7 ) . هود / 81 .